اربعین امسال زائر آقا
دو هفته قبل از فرا رسیدن اربعین ، دلم هوای کربلا کرد ، یهویی ، به بابا مرتضی گفتم و بدون هیچ حرفی پذیرفت و برای گذرنامه اقدام کردیم . از همان روزی که ما اقدام به گرفتن گذرنامه کردیم ، گذر موقت باب شد و خیلی راحت گذر گرفتیم ، جالب اینجاست که با آمدن گذرمان ، عراق آشوب شد و جنگ داخلی یه جورایی ، طرفداران صدر و نمی دونم ... خلاصه آرزوی ما نقش آب شد ... چون مرزها بسته شدند و حتی افرادی که رفته بودند ، برگشتند ، بعد چند روز گویا عراق ارام شد و دوباره مرزها باز شد ... خدا را شکر ...
خلاصه جمعه حرکت کردیم به سمت مهران ...
به طبس که رسیدیم شب ماندیم ، خواب بودم که مامانی زنگ زدند که مرزها را بستند ، برگردید ، خیلی شلوغه
مامانی که خودشان قرار بود با کاروان بیایند ، کنسل شد و نیامدند .
ما رفتیم ، هر لحظه رادیو اربعین را گوش میکردیم تا اخبار مرز را بشنویم ، اصفهان را رد کردیم ، شب روستای ورپشت اصفهان مهمان آقا امام حسین بودیم . صبح بیدار شدیم و خرم آباد ماندیم تا اوضاع مرز بهتر شود . حرفهای مردمی که رفته بودند و در مسیر برگشت میدیدیم ، حاکی از ان بود که رفتن ، بی فایده است .
ولی گفتم ، میرویم ، نهایتا برمیگردیم .
یکشنبه ساعت یک بامداد مهران بودیم .. براحتی اب خوردن ماشین را در پارکینگ اربعین پارک کردیم و خیلی راحتتر گیتهای مرز را طی کردیم ، بقدری خلوت بود که پلیسهای عراق با مجتبی شوخی میکردند .
انشاالله روزی همه شیعیان بشود .

کاظمین
از مهران به سمت کاظمین حرکت کردیم با ون ، نفری ۱۰ دینار که ما هر دینار را ۲۲۵۰۰ تومان گرفتیم.
خانواده ۵ نفری ما را ۳ نفر محاسبه میکردند .
بعد از کاطمین به سمت سامرا رفتیم نفری ۶دینار
فاصله سامرا تا نجف ۲۰دینار پرداخت کردیم
از نجف تا کوفه نفری ۲ دینار
از کوفه تا اولین عمود صلواتی رفتیم
۲۰۰ عمود پیاده روی کردیم
و تا کربلا نفری ۲ دینار پرداخت کردیم .
از کربلا تا مرز مهران نیز ۱۵ دینار
و این کل هزینه هایی بود که ما پرداخت کردیم . گذاشتم برای دوستانی که شاید قصد سفر به عتبات دارند .
اربعین بمن فهماند امام حسین زنده هست و حجت روی زمین هست و یک حقیقت همیشه زنده...
این مطلب کاملتر خواهد شد .




گوشی بابا مرتضی را در مهران دزیدند ، همه عکسها هم با اون برداشتیم ، فقط همین چند عکس بود و چند عکس با گوشی علی برداشتیم ، بعدا می گذارم.
پی نوشت ۱۷ اردیبهشت۱۴۰۲
آرزو میکنم دوباره امام حسین منو بطلبه به هر قیمتی ، فقط دوباره زائر امام حسین بشوم.
هرازچندگاهی میام این مطلب را می خوانم ، انگار دوباره اون حس و حال برام تداعی میشه و لذت میبرم ، از خدا میخام دوباره برم.
انگار تنها آرزومه زیارت عشق جانم
الان که دارم این مطاب را بروز میکنم ، سوار اتوبوسم و از دانشگاه دارم ، میرم بیرجند .
خیلی حال و هوای کربلا اومده تو سرم .
یکی از خاطرات را مینویسم .
روزی که نجف بودم ، تو دلم خواستم برای بچه ها یه اسباب بازی یادگاری بگیرم ، بچه ها خاطره ای خوب از سفر کربلا داشته باشند ، تو ذهنشون بمونه ...
خلاصه روزی که دیگه سفرمون تموم شده ( الان که یادم اون لحظه میاد اشکم درمیاد ، لحظه خداحافظی از عشق جانم) و قصد اومدن به ایران کردیم ، در بین اون جمعیت میلیونی ( تلوزیون اعلام میکرد بیش از ۱۵میلیون اربعین در کربلا بودند) آقایی با اشاره و بزبان عربی دو پاکت به من داد و با اشاره به من گفت یک پاکت برای محمد یکی مجتبی ، چون دست هر دو بچه دستم بود و مراقبشان بودم ، دقیقا به موقع یادآوری کرد به من ، یادم نره برا بچه ها کادو که میخواستم اسباب بازی بود بگیرم ، داخل هر پاکت ۵ دینار بود و روی آن متنی نوشته بود ، الان یادم نیست ، حتما عکسش را میگذارم.
قربان عشق جانم با تموم وجودم بشوم
السلام علیک یا اباعبدالله




اربعین امسال زائر آقا 

